روابط عمومي و سازمان هاي غير رسمي در فضاي مجازي
April 22, 2006

افراد به اين منظور در سازمان ها گرد هم مي آيند تا كارها و فعاليت هايي را كه به تنهايي از عهده ي انجام آنها بر نمي آيند، به كمك همديگر پيش ببرند. سازمان رسمي وسيله ي انجام بخش عمده اي از اينگونه فعاليت ها به شمار مي آيد. سازمان رسمي به معني ساختار آگاهانه اي از نقش ها در يك سازمان مي باشد كه به صورت رسمي سازماندهي شده اند.
توصيف سازمان به عنوان رسمي، به معني آن نيست كه در درون آن هيچ چيز غير قابل انعطاف و زائدي وجود ندارد. سازمان رسمي اگر مدير درست آن را سازماندهي كرده باشد؛ بايد انعطاف پذير باشد. ساختار بايد محيطي را فراهم آورد كه در آن فرد به آساني بتواند نقش خود را به گونه اي اثر بخش چه در زمان حال و چه در آينده در راستاي هدف هاي گروهي ايفا كند.( koontz 1990, 135 )
سازمان رسمي در سازمان چهره ي دومي نيز دارد كه به عنوان سازمان غير رسمي شناخته شده است. سازمان غير رسمي در دل سازمان رسمي پديدار مي شود و بدون آن نمي تواند ايجاد شود. در هر صورت سازمان عير رسمي، سايه ي سازمان رسمي بوده و در عين حال بر آن اثر مي گذارد و داراي خصوصياتي متفاوت با سازمان رسمي است.
نويسندگان كلاسيك مديريت، سازمان غير رسمي را هرگونه فعاليت شخصي مشترك بدون آگاهي از هدف مشترك مي دانند، اگر چه به نتايج مشترك منجر شوند. " كيت ديويس " ، سازمان غير رسمي را به عنوان شبكه اي از روابط اجتماعي و شخصي مي داند كه به وسيله ي سازمان رسمي ايجاد نشده، اما همكاري افراد با يكديگر را افزايش مي دهد.
برخي از مديران با شناختي كه از ميزان تأثير سازمان هاي غير رسمي بر فعاليت و عملكرد سازمان رسمي دارند، به گونه اي سعي در شناخت روابط سازمان هاي غير رسمي و عضويت در آن را دارند تا بدين وسيله به رشد و تكامل سازمان رسمي كمك نمايند.
روابط عمومي به عنوان اصلي ترين كانال ارتباطات درون سازماني مي تواند در شكل گيري، عضويت و حتي هدايت اينگونه سازمان ها نقش داشته باشد. ولي امروزه با رشد تكنولوژي و آگاهي هاي مردم و با وجود و حضور روز افزون فن آوي هاي نوين ارتباطات در ادارات، سازمان ها و حتي منازل عامه ي مردم؛ سازمان هاي غير رسمي نيز دچار تغيير شده اند و با خروج از شيوه ي سنتي خود، در يك فضاي مجازي شكل جديدي يافته اند.
وبلاگ هاي گروهي سازمان هاي مختلف كه نويسنده يا نويسندگان آنها مشخص نيست، حضوري فعال در ميان كاركنان دارند، به طوري كه همه ي كاركنان در هر روز بيش آن يك بار به آن سر زده مطالب آن را مطالعه مي كنند و نظرات خود را در آن منعكس مي نمايند.
چنين وبلاگ هايي در حقيقت پيوند بين كاركنان يك سازمان را به صورت زنجيره اي در يك فضاي مجازي شكل مي دهند. آنان در اين فضا اخبار دست اول سازمان خود را بدون هيچ واسطه، روتوش يا مميزي بازگو مي كنند و مانند چشم هاي تيز بين و گوش هاي حساس سازمان تمامي فعاليت هاي ريز و درشت سازمان را به رشته ي نقد در مي آورند.
هر چند كه اين نوع از سازمان هاي غير رسمي، پيچيده تر از نوع سنتي آن بوده و حتي عملكرد و ميزان تأثير گداري آن بر سازمان رسمي نيز ممكن است متفاوت تر باشد؛ ولي روابط عمومي با شناخت كامل از چنين فضايي و تسلط كامل بر آن، مي تواند در جهت دهي و هدايت و حتي رهبري چنين سازمان هايي نيز تأثير گذار باشد.
در چنين شرايطي اگر روابط عمومي با مهارت هاي روابط عمومي الكترونيك آشنايي نداشته باشد و مديران نيز به آن اعتقادي نداشته باشند؛ بدون شك رشد فزاينده ي سازمان هاي غير رسمي در فضاي مجازي، حركت سازمان رسمي را نيز به سمتي سوق خواهند داد كه چرخه و كنترل امور از دست مديريت خارج شده و به گونه اي ديگر رقم خواهد خورد.
