December 14, 2005
روابط عمومی " جزیره " نباشیم !
دیشب شبکه ی سوم یسمای جمهوری اسلامی ایران، فیلم سینمایی " جزیره " را به نمایش گداشت. از نگاه روابط عمومی بررسی این فیلم حاوی نکاتی است که برای کارگزاران روابط عمومی قابل توجه و درخور تأمل می باشد.
«جزیره» فیلمی است دربارهٍ سر گشتگی انسانها در آینده، برای بهتر و بیشتر زیستن، که به عنوان یکی از پر طرف دارترین آثار هالیوود در فصل تابستان شناخته شد و فروش خیره کنندهای داشت.
عده كمي از انسانها که در يك مكان بزرگ زندگي ميكنند و به آنها گفته شده كه تنها بازماندگان يك فاجعه زيست محيطي هستند كه دنيا را آلوده كرده است. به همين دليل از اين بازماندگان به شدت مواظبت ميشود و به آنها اجازه خروج از آن محل داده نميشود. و حتي كوچكترين فعاليت از طرف آنها مورد نظارت 24 ساعته قرار دارد و آنها يك زندگي استرليزه شده را ميگذرانند.
با اين حال در برابر كليه محدوديتها، هرچند وقت يك بار قرعه كشي به عمل ميآيد و برنده خوشبخت به مكاني فرستاده ميشود كه «جزيره» نام دارد .برابر آنچه كه براي آنها شرح داده شده است، جزيره يك مكان ايدهآل است و قول يك زندگي رويايي در جزيره به آنها داده شده است. و آنها تنها با اميد به زندگي در جزيره به زندگي بد خود ادامه ميدهند. فقط به اين اميد كه روزي قرعه به نام آنها افتد و راهي جزيره شوند.
اما پديده ی جزيره يك دروغ بزرگ بيش نيست و دو بازيگر نقش اصلي در فيلم يعني، لينكلن با بازي « ايوان مك گريگر »، و جوردن با بازي « اسكارلت جوهانسن » هستند كه خود از اين انسانها بوده و به گونهاي اين دروغ بزرگ را كشف ميکنند و چنين است كه داستان آخرين فيلم « مايكل بي » كه در ساختن فيلمهاي علمي-تخيلي تخصص دارد شكل ميگيرد، و اين بار هم چنين ژانري را انتخاب كرده است.
در دنبالهي داستان پس از آنكه متوجه ميشويم جزيره اي در كار نيست. آنگاه پي به نكنه عجيبتري ميبريم...در واقع لينكلن و جوردن متوجه ميشوند كه آنها خود انسان نيستند، بلكه توليد شده و کپی انسان های واقعی در آزمايشگاه ميباشند و تعداد كمي از انسانهاي ديگر كه از مرگ هراس دارند با پرداختن پول زيادي ادامه زندگي خود را به كمك توليد ژنتيكي از اعضاي بدن خود امكان پذير ساختهاند. لينكلن و جوردن كه داراي نوعي كنجكاوي برنامه ريزي شده ميباشند به دنياي خارج از دروغي به نام جزيره فرار ميكنند و به همه چيز پي ميبرند ولي سوالي مطرح است كه آيا ميتوانند در چنين دنياي ناشناخته اي به راحتي زندگي كنند؟...
نکته ی قابل توجه در این فیلم حضور مدیر روابط عمومی در کنار مدیریت این آزمایشگاه بزرگ می باشد که وظیفه ی تبلیغ و تشریح فعالیت های مؤسسه را برای مرفهینی دارد که با ثروت به فکر جاودانگی خود هستند.
مدیر روابط عمومی در این فیلم علاوه بر آن، برای تولیدات خود به کمک تکنولوژی فضای مجازی خاصی را طراحی کرده است که هیچ یک تصور اینکه انسان نیستند را به خود راه نمی دهد.
هر یک از این تولیدات در این فضا با فیلم های ساختگی و هدفمندی که در هنگام خواب برای آن ها به طور مرتب و مکرر به نمایش در آمده است دارای خاطرات و گذشته ای خاص شده اند.
در یک جمله می توان گفت که روابط عمومی در این فیلم با آگاهی کامل از نقش خود در شکل دادن به تصورات و زمینه های فکری مخاطبان خود و با استفاده از ابزار ها، فنون و هنر ارتباط در خدمت مطامع شیطانی قرار گرفته و از این حرفه در جهت نابودی ارزش های اخلاقی و انسانی ولی در قالبی زیبا و ظاهری فریبنده؛ گام برمی دارد.
با دیدن این فیلم یک بار دیگر به نقش ارزشمند روابط عمومی در عصر تنهایی بشر پی می بریم و مهم تر آنکه این فیلم تلنگری است بر این واقعیت که بر دوش گرفتن مسؤولیت سنگین روابط عمومی علاوه بر تخصص های ویژه ، نیازمند انسان هایی با خصوصیات ویژه نیز می باشد.
اگر ارزش های اخلاقی در انتخاب کارگزاران روابط عمومی به عنوان یک عنصر اساسی مورد توجه قرار نگیرد، بدون شک این حرفه به گردابی سخت خواهد افتاد.
برای اینکه روابط عمومی " جزیره " نباشیم، ابتدا باید از خود آغاز کنیم.
