روابط عمومی ؛ شکستن دیوار بی اعتمادی
April 30, 2005

شکل گیری اعتماد در جریان ارتباط موجب پدید آمدن احساس امنیت و تا حدی برابری در سطوح ارتباطی می شود که تأثیر مستقیم بر چگونگی ادامه این فرایند( ارتباط ) دارد. ولی نکته قابل توجه این است که ما به عنوان کارگزاران روابط عمومی چگونه باید بستر ها و زمینه های این اعتماد متقابل را فراهم کنیم؟
توجه مداوم به استحکام منش و رفتار خود، در نظر گرفتن همه جوانب یک ارتباط مطلوب ، و از همه مهمتر وجود تمامیت یعنی یکی بودن درون و ظاهر بدور از هرگونه فریبکاری و ابهام ؛ پایه و اساس یک رابطه سالم و پایدار را فراهم می کند.
عدم تمامیت وجود ، باعث می شود که هیج کدام از تلاش هایمان به سرانجام مورد نظر نرسد. هر چند که در چنین رابطه ای سعی کنیم که بسیار مهربان ، با نزاکت ، و با ملاحظه باشیم . حتی اگر تمام سعی و تلاش خود را برای درک مخاطب بکار بندیم و انتظاراتشان را روشن و آنها را برآورده کنیم ولی همه اینها در شرایطی صورت پذیرد که درونمان سرشار از دورویی تظاهر و فرصت طلبی باشد ؛ هیچ توفیقی در فرآیند ارتباطی خود نخواهیم داشت ؛ مگر آنکه این تظاهر درونی شده و احساس کنیم که موفق بوده ایم ؟!
در چنین شرایطی قادر به ایجاد اعتماد نخواهیم بود ، هر چند که ممکن است کار ها بر وفق مراد پیش برود ، ولی برخوردمان به دیوار بی اعتمادی گریز ناپذیر خواهد بود ؛ دیواری که گذشتن از آن عواقب نا خوشایندی برایمان باقی خواهد گذاشت .
تمامیت وجود بسیار فراتر از صداقت است . صداقت در یک جمله یعنی مطابقت کلاممان با واقعیت های موجود ؛ ولی تمامیت موجود انطباق واقعیت های درونی ما با خودمان است و این همان نکته ایست که ما به عنوان رسولان روابط عمومی همواره باید به آن توجه داشته باشیم .
نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 03:33 PM نظر (0)
روابط عمومی؛ارتباط بدون پیش فرض
April 23, 2005
ارتباط فرایندی است که چگونگی آن و نحوه ادامه یافتنش بسیار وابسته به فرایندهای اداراکی ما و مخاطبانمان است . این مخاطبان می توانند شامل اعضای خانواده، همکاران سازمانی ، مدیران و گروه های خاص که در تعامل و ارتباط مستقیم با سازمان هستند؛ باشند.
بنا براین همواره باید این مسأمه را پیش بینی کنیم و تلاش کنیم که بدون برخورد افراطی با این موضوع و یا محکوم کردن طرف مقابل خود ، تنش را از روند ارتباطی خود دور کرده و روش های دیگری را برای تفهیم و انتقال مفاهیم مورد نظر خود در پیش بگیریم.
توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که ما نیز برای درک مفاهیم اطرافمان از پیش فرض ها و آموخته های ذهنی فبلی مان بهره می بریم. بنابراین اگر در جایی مخاطب روابط عمومی قادر به درک ما نیست ، و یا ما به عنوان کارگزاران روابط عمومی در جریان ارتباطی مان دچار اختلال و اشکال شده ایم ، بایستی بدون تعقیب ؛ نسبت به پیش فرض های ذهنی خود شک کنیم و همواره سعی کنیم که به اصلاح زمینه های اطلاعاتی خود پرداخته و تصمیم گیریهایمان در عرصه روابط عمومی بر مبنای پیش فرض های شکل گرفته و درونی شده مان نباشد.
بدون شک در این مسیر به سادگی خواهیم توانست مخاطبمان را درک کرده و آنان نیز قادر به درک ما خواهند بود.
نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 01:57 PM نظر (0)
مدیران و تحرک در روابط عمومی
April 10, 2005
امروز یکی از همکاران و دوستان قدیمی و از مدیران موفق روابط عمومی در یکی از سازمان های دولتی استان تهران که جهت تبریک سال نو تماس گرفته بود از تغییر در مدیریت سازمان و تغییر نگرش ها نسبت به وظیفه و رسالت روابط عمومی و تنزل این نهاد تا حد تشریفات صرف برای مدیر سازمان ؛ گله مند بود.
در مطالب گذشته خود به نقش مدیران در جایگاه روابط عمومی اشاره کرده بودم :
بدون شک نگاه مدیران به روابط عمومی در کنار سایر مسائل نقشی تعیین کننده در جایگاه سازمانی روابط عمومی ها دارد. در بیشتر کشور های پیشرفته مدیران در هر رده ای که باشند بسته نوع مدیریت و رده سازمانی خود قبل از احراز این پست حتما" می بایست بین 12 تا 60 ساعت دوره آموزشی روابط عمومی را بگذرانند و این جزء لا ینفک دوره های آموزشی مدیران در هر رده ای به حساب می آید. حال آنکه در کشور ما نه تنها این دوره آموزشی خاص ، بلکه دوره های آموزشی مدیریت هم از ملاک های گزینش مدیران محسوب نشده و انتخاب مدیران در غالب موارد بر اساس شناخت های تجربی و ارتباطات فردی صورت گرفته و نه تنها بانک های اطلاعاتی در خصوص مدیران کارآمد در کشور وجود ندارد که ارزیابی ها و ملاک های مشخص و تعریف شده نیز برای انتخاب مدیران یا وجود ندارد و یا اگر هست فقط در حد نوشته و دستورالعمل است تا سندی تعیین کننده و قابل اجرا.
... ؟!
برای حرکت به سمت جلو در روابط عمومی چاره ای جز آموزش مدیران سازمان ها و تغییر نگرش در ایشان نیست ؛ و این مهم باید از هر دو سو یعنی نهاد های مدنی روابط عمومی و دولت صورت پذیرد. ان شاء ا...
نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 01:11 PM نظر (0)
روابط عمومی و ارتباط هدفمند
April 05, 2005
از ویژگی های ارتباط ، هدفمندی آن است . طرفین هر ارتباطی هدف هایی دارند و می خواهند از این ارتباط خود به نتیجه ای مطلوب برسند .
در واقع ارتباط پدیده ای بی هدف و بی فایده نیست و همین هدفمندی است که نیروی محرکه ارتباط را افزایش می دهد و تبادل مورد نظر را جهت دار می کند .
یکی از نشانه های هدفمندی ارتباط این است که آن را به فعالیتی تنظیم شده ، متناسب با اهداف و با الزامات موجود تبدیل می کند . البته باید توجه داشته باشیم ؛ در بسیاری مواقع ارتباط بصورت خودکار و بدون هر گونه آگاهی هشیارانه ای اتفاق می افتد .
هدفمندی ارتباط به این معناست که الزاما" هشیاری کاملی بر جریان ارتباط ، حاکم باشد . ( نکته ای که بیش از هر چیز باید مورد توجه روابط عمومی ها قرار گیرد.) یعنی ما پس از کسب مهارت های ارتباطی می توانیم آنها حتی بدون تفکر هشیارانه انجام دهیم .
با این وجود نیز باید توجه داشته باشیم که عدم آگاهی از انتخاب کلمات به هنگام برقراری هر ارتباطی روابط عمومی را از فرایندی ارتباطی که به نفع سازمان است ، محروم نسازد .
به هر حال این وظیفه روابط عمومی است سعی کند نگرشی آگاهانه به ارتباط خود داشته باشد به گونه ای که در آن از سایر چشم انداز ها و باور ها نیز آگاه شود تا به این وسیله میزان کنترل خود بر جریان ارتباطی را افزایش دهد.
روابط عمومی در هر سازمانی با این نگاه می تواند با گسترش ارتباطات دو یا چند سویه _ همراه با آگاهی و هشیاری _ به عنوان یک کانال ارتباطی مؤثر بین مدیران و مخاطبان ایفای نقش کرده و ضمن جلب اعتماد بیشتر از هر دو سو به عنوان تسهیل کننده ارتباطات سازمانی به وظیفه خود عمل نماید.
