January 25, 2005
اطلاع رسانی به چه بهایی؟!
اشتراك ميان رسانه ها و روابط عمومي ها را مي توان در يك مقوله اساسي بيان كرد:" اطلاع ر ساني".اين مطلب قبلاً هم بيان شده كه يكي از ابزارهاي مهم روابط عمومي مجموعه رسانه ها می باشند كه دركنار ارتباطات مستقيمي كه با مردم دارند ( رودررو- ديجيتالي و .. ) براي رساندن و شناساندن آراء و نظرات نهاد مربوط به عموم و ارتقاي نظر و اعتماد و رضايت افكار عمومي نسبت به سازمان مي توانند براي روابط عمومي، كار كرد اساسي داشته باشند.
اما اينكه چرا روابط عمومي ها اغلب بيش از ارتباطات سازماني به ارتباطات فردي روی آورده اند، بيش از هر عامل ناشي از درك و تعريفي است كه آنها ازخبر دارند.
اگر مدير روابط عمومي تعريف درستي از خبر داشته باشد ،هيچگاه نيازمند ارتباط غیر حرفه ای با خبرنگار نخواهد شد. متأسفانه چون تعريف دقيقي از خبر در روابط عمومي ها وجود ندارد تصور مي كنند رپرتاژ و يا تبليغات سازماني نيز خبر است و لابد براي مردم بايد جذابيت داشته باشد.
اصرار روابط عمومي ها به روابط غیر حرفه ای با خبرنگاران به شکل های مختلف و برخورد غير حرفه اي و ناشي از ضعف ساختار برخي رسانه ها ، مبين تشخيص مبهم از خبر در ذهن مديران روابط عمومي از يكسو و عدم نظارت بر نحوه توليد محتواي خبر در رسانه ها ( كه خود بحثي مجزاست) از سوی دیگر است.
روابط عمومي هايي هم كه بعضاً خبر رامي شناسند ، یا پردازش خبر آنها جذابيت لازم براي مخاطبان رسانه ها را ندارد و یا حتي در صورت جذاب بودن خبر ، شيوه تنظيم درست آن را نمي دانند و لذا مجبور مي شوند براي كارشدن اخبارشان دست به اعمال غير متعارفي بزنند كه متأسفانه به عرف جاري هم بدل مي شود.
اين اعمال غير متعارف در واقع حق خبرنگار و رسانه را براي بررسي ارزشهاي خبري يك رويداد ناديده مي انگارد.
البته اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه اصرار روابط عمومي ها براي چاپ برخي از اخبار كم ارزش خود بعضاً ناشي از فشار مديران سازمان بر روي آنهاست، به طوري كه آنها چاره اي جز اين ندارند كه هر اطلاعي را به عنوان خبر منتشر كنند.
