چگونه ادامه دهیم؟!

January 30, 2005




پس از برگزاری اولین سمینار بین المللی روابط عمومی در ایران ، برای اولین بار رسانه ملی ما در جدی ترین بخش تحلیلی و خبری خود " گفتگوی ویژه خبری شبکه دو " به بررسی وضعیت روابط عمومی در ایران پرداخت که به عنوان اولین گام قابل تقدیر است و به نظر من این حرکت رسالت متولیان، مدیران و کارگزاران روابط عمومی را سنگین تر از گذشته کرد که اجازه ندهیم تا این تب ایجاد شده فروکش کرده و همه چیز به بوته فراموشی سپرده شود.
با توجه به مسائل و مطالب طرح شده در این نشست ویژه و آسیب شناسی های صورت پذیرفته در حوزه روابط عمومی ؛ ما به عنوان کارشناسان این حرفه باید بیش از گذشته با بهره گیری از تمام توان و انرژی خود  و با استفاده از کلیه ابزار های موجود (رسانه های دیداری ،نوشتاری، شنیداری و دیجیتال) و با یک برنامه ریزی منسجم و هماهنگ ؛ پیش از هر چیز در جهت آگاه سازی مردم نسبت به حقوق مدنی خود و ایجاد تلقی درست از توقع مردم نسبت به حاکمیت ؛ گام های اساسی در جهت پیشبرد جامعه و نهادهای اجتماعی به سمت سیستم های مردم سالار برداریم.
به نظر بنده در کنار سایر تشکل های غیر دولتی موجود در حوزه روابط عمومی ایجاد یک تشکل جدید با هدف ارتباطی مطلوب تر با سایر روابط عمومی ها در سازمان ها و نهاد های دولتی و غیر دولتی  و در جهت پیشبرد هدف فوق که به آن اشاره شد به عنوان یکی از اهداف این تشکل ضروری به نظر می رسد.

نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 12:43 PM  نظر (0)

 

تغيير جامعه با فناوري هاي ارتباطي

January 26, 2005




ايلكا تومي /18 Nov 2004


 كتاب جامعه دانايي و پرسش هاي آينده، در واقع گزارش مطالعه اي است پيرامون مسايل آينده جهان  كه نياز به بررسي و پژوهش حول و حوش آنها از هم اكنون احساس مي شود. مقاله زير بخشي از كتاب مذكور است كه به زودي از سوي مركز پژوهش هاي ارتباطات منتشر خواهد شد.
مفهوم «شاهراه اطلاعاتي» و بحث هاي پيرامون «فراساختارهاي اطلاعاتي» كه تا به حال توليد شده اند، بيانگر وجهي فني بوده اند. با وجود اين، سياستگذاري هاي محدودي با اين رويكرد كه فراساختارهاي جديد به يك اقتصاد جديد منجر خواهد شد، همراه بوده است. تمامي بحث ها و گفتارها اغلب مبتني بر اين انگاره و ديدگاه بود كه مهندسان نوآوري مي كنند و فناوري هاي جديد مي آورند و مديران و شركت هاي تجاري اين نوآوري ها و فناوري ها را براي استفاده مصرف كنندگان كاربردي مي كنند. به صورتي ضمني اين فرض وجود داشت كه توسعه فني به ديگر بخش هاي جامعه سرايت خواهد كرد و جامعه صنعتي را به جامعه اي با اقتصاد نو تبديل خواهد كرد.

در آمريكا، مشروعيت دهي اجتماعي به جامعه اطلاعاتي، تا حد زيادي براساس فرضيه سودآوري براي مصرف كننده است. وجه اجتماعي اين پديده تنها متكي براين ايده است كه براي توسعه اجتماعي و اقتصادي متعادل بايد دسترسي عمومي و همگاني ميسر باشد، در پي اين ايده، بحث هاي فراواني بر سر شكاف ديجيتالي درون جامعه آمريكا پديد آمده است. يكي از مشخصه هاي ويژه روايت آمريكايي از وجه اجتماعي جامعه اطلاعاتي را مي توان در نوع بحث هاي پيرامون حريم خصوصي مشاهده كرد. در آمريكا، حريم خصوصي اغلب به عنوان حق فرد در «مالكيت» و «كنترل» اطلاعاتي است كه در ميان او و جهان پيرامونش توليد شده است. اگر در اروپا صنايع و بازار بزرگ ترين خطر براي حريم خصوصي محسوب مي شوند، در آمريكا چنين انگاره اي وجود دارد كه حكومت ها بزرگ ترين دشمن حريم خصوصي هستند.
در اروپا بيشتر بر اين فرض تكيه مي شود كه «مصرف كنندگان» عضو جامعه مدني هستند و در آن سهم و نقش دارند، حكومت و بخش عمومي به عنوان بخش خدماتي براي شهروندان در نظر گرفته مي شوند و جامعه اطلاعاتي به عنوان فرصتي است براي به رسميت شناختن اموري همچون نظام تامين درماني، آموزش و فرآيندهاي اجتماعي و سياسي. براي مثال در فنلاند براي تعيين هويت كاربران شبكه به سادگي مي توان از فراساختارهاي ارايه شده توسط بخش عمومي استفاده كرد. چنين روندي براي بسياري از آمريكاييان عجيب است، در نظر آنها نظام تعيين هويت كاربران نمي تواند در دست حكومت باشد. در اروپا، به طور كلي و در مقايسه با آمريكا، بخش عمومي يكي از پايه هاي مشاركت كننده در توسعه جامعه اطلاعاتي است كه براي نظم نوين اجتماعي و اقتصادي چارچوب هاي نهادين و قانوني فراهم مي آورد و قوانين جديد وضع مي كند، توليد و توسعه منابع انساني را سامان و سازمان مي دهد و برخي خدمات عمومي و تخصصي را ارايه مي كند.
بسياري از بحث هاي اوليه در اروپا بر تاثير فناوري هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي بر اشتغال تاكيد مي كرد. از اين وجه، تمركز ژاپني ها بر رقابت صنعتي و تمركز اروپايي ها بر اشتغالزايي با هم قرابت دارند. براي مثال گزارش رسمي كميسيون اروپا پيرامون رشد، رقابت و اشتغال، كه در آن موضوع جامعه اطلاعاتي به عنوان مسئله اصلي سياستگذاري ها و برنامه ريزي ها مطرح گرديد، در پاسخ به اين پرسش آغاز شد كه اين گزارش براي چه تهيه شده است. پاسخ بسيار صريح بود: «بيكاري تنها مسئله قابل مطالعه است.» فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي از اجزاي اصلي اين روايت فني از نظريه هاي كينز است. به طور كلي سه مفهوم بررسي شده در اين گزارش ـ رشد، رقابت و اشتغال ـ به خوبي بيانگر جهت گفتارهاي عمومي پيرامون جامعه اطلاعاتي است؛ رشد اقتصادي ريشه در رقابت دارد و نتيجه نهايي مي تواند اشتغال باشد.
در گزارش منتشره توسط كميسيون اروپا در دهه نود، مسئله جامعه اطلاعاتي با استفاده از مولفه هاي اقتصادي و فني تعريف شده بود. با وجود آن كه در بحث هاي اروپايي ها نسبت به آمريكايي ها توجه بيشتري به تاثيرات اجتماعي مي شد، هر دو گروه تاثيرات اقتصادي را در كانون توجه قرار داده بودند. گزارش «اروپا و جامعه اطلاعاتي جهاني؛ توصيه هايي به شوراي اروپا» كه به گزارش بنگمن مشهور شده است، يادآور مي شود كه توسعه فراساختارهاي اطلاعاتي وظيفه اصلي بخش خصوصي است. مسئولان بخش عمومي هم بايد قواعد جديد وضع كنند، بر اجراي آن نظارت كنند و علايق عمومي را برانگيزند. گزارش ها و اسناد كميسيون اروپا در بستر مفهوم يك «مسابقه جهاني براي رقابت اقتصادي» قرار داشت و «امر اجتماعي» در وهله اول همچون مسئله رشد اقتصادي تعريف مي شد.
براي مثال، كميسيون اروپا در سال ۱۹۹۶ در سندي با عنوان «اروپا در خط مقدم جامعه اطلاعاتي جهاني»، بيان مي دارد: جامعه اطلاعاتي نه چالشي براي آينده كه براي حال است. تصميم سازان و تصميم گيران به خوبي نسبت به اين واقعيت آگاهي دارند كه آينده اروپا در اقتصاد جديد جهاني ارتباط زيادي به ميزان و سرعت استفاده از فرصت هاي پديد آمده توسط فناوري هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي دارد.
فراخوان هاي مشابهي را مي توان در نظريه هاي جديد اروپاي الكترونيكي مشاهده كرد كه روي آوري به فناوري هاي نوين ارتباطي را خواستار شده است.
در مقايسه با كميسيون اروپا، در پارلمان اروپا بر مسايل اجتماعي تاكيد بيشتري مي شود. در قطعنامه سال ۱۹۹۶، با اشاره به گزارش بنگمن و برنامه كاري كميسيون، به صراحت بيان شده بود كه جامعه اطلاعاتي نبايد با رقابت اقتصادي يكسان فرض شود.
اين پارلمان خواستار توجه به جامعه اطلاعاتي در چارچوب جلوگيري از طرد برخي كارگران، تشديد نابرابري هاي ميان مناطق، از دور خارج كردن زنان، نقض حريم خصوصي و تضعيف تفاوت هاي فرهنگي است. صورت هاي جديد وا بخشي و توزيع الكترونيكي بايد در جهت پخش اطلاعات عمومي براي همه شهروندان مورد استفاده قرار گيرند و مسئولان ذي ربط به حمايت از دسترسي آزاد به فراساختارهاي اطلاعاتي، به ويژه نهادهاي آموزشي، سازمان هاي فرهنگي و كتابخانه ها دعوت مي شوند.
با وجود آن كه ابعاد فني و اقتصادي تغييرات جديد در اسناد اوليه سياستگذاري مورد تاكيد بيشتري واقع مي شد، به تدريج وجه اجتماعي برجستگي يافته است. پيش از اين در سال ۱۹۹۵، اين كميسيون گروه كارشناسان عالي رتبه را براي تحليل وجوه اجتماعي جامعه اطلاعاتي تشكيل داد. بنا به نظر گروه كارشناسان عالي رتبه، جامعه اطلاعاتي عبارت است از:
جامعه اي كه در آن فناوري هاي ارزان اطلاعات، ذخيره سازي داده و انتقال آنها استفاده عمومي داشته باشد و اين عموميت يافتگي در استفاده از اطلاعات و داده ها، با نوآوري سازماني، تجاري، اجتماعي و حقوقي همراه شده باشد و زندگي، هم در حوزه كار و هم در تماميت اجتماع، تحول يافته باشد.
اعضاي گروه كارشناسان عالي رتبه، از طيف گسترده اي از كارشناسان تشكيل شده بودند و بر اين امر تاكيد داشتند كه گزينش فناوري، متضمن تحول در نهادهاي اجتماعي نيز هست. فناوري هاي جديد مي توانند الگوهاي اجتماعي و اقتصادي جديدي را پديد آورند، اما نمي توان فناوري را تنها نيروي تعيين كننده دانست. گروه كارشناسان عالي رتبه خاطرنشان ساخته اند كه توسعه فني، فرآيندي است كه طي آن نيازهاي جديد و فناوري هاي جديد با هم در تعامل قرار مي گيرند. فناوري هميشه ريشه هاي اجتماعي دارد. بنابراين، توجه صرف به مسايل غني، باعث ناديده ماندن اساسي ترين وجوه براي شناخت تحولات جاري مي شود. گروه كارشناسان عالي رتبه همچنين استدلال كرده اند كه اگر خوشه هاي فني و صنعتي، نيازهاي مادي به نسبت زيادي را سبب مي شد، اقتصاد متكي بر اطلاعات نياز به مهارت و دانش ضمني را پديد آورده است. بنا به نظر اين گروه، مي توان چنين نتيجه گرفت كه جامعه اطلاعاتي را بايد «جامعه آموزشي» دانست.
گروه كارشناسان همچنين خاطرنشان ساخته اند كه جامعه اطلاعاتي مي تواند به چندين صورت متحقق شود. مدل اروپايي جامعه اطلاعاتي، بي شك با مدل هاي ديگر تفاوت هاي زيادي خواهد داشت. به ويژه، گروه كارشناسان اعلام كرد ه اند كه مدل اروپايي بايد مدلي اجتماعي و همراه با مفهوم كاملي از همبستگي باشد و بتواند خود را در تناسب با وضعيت در حال تغيير رفاه تطبيق دهد.
در ژاپن موضوعات فناوري، رقابت و رشد اقتصادي در بحث هاي پيرامون جامعه دانايي مطرح هستند. در راهبرد جديد «ژاپن الكترونيكي» اين استدلال ارايه مي شود كه تغييرات جديد همسنگ و همسان با انقلاب صنعتي هستند. بنابر نظر مركز راهبردي فناوري اطلاعاتي ژاپن:
به همين نسبت، پيشرفت هاي حاصل آمده در فناوري اطلاعات ـ و در وهله اول، اينترنت ـ باعث تقويت بعد كيفي جريان اطلاعات خواهد شد و از طريق كاهش چشمگير هزينه ها و زمان لازم براي توزيع اطلاعات، تحولي در ارتباط ميان افراد با يكديگر، ميان افراد و سازمان ها و ميان افراد و اجتماع پديد خواهد آورد. اين نظر وجود دارد كه اين تغييرات و تحولات به ايجاد «جامعه دانش پديد» خواهد انجاميد؛ آنجا كه تعامل ميان دانش ها باعث خلق ارزش هاي افزوده بلندمرتبه اي خواهد شد.
با وجود آن كه در اين ديدگاه مردم در مركز تمامي تغييرات قرار دارند، مي توان متوجه اين واقعيت شد كه فناوري اطلاعات به بخش اقتصادي آن تقليل يافته است. به عبارت ديگر، مركز راهبردي فناوري اطلاعات ژاپن كه امور مربوط به ژاپن الكترونيكي را مديريت مي كند، گذار به جامعه دانايي را از ديدگاهي رصد مي كند كه قايل به جبر فني و اقتصادي است. البته در پايه اي ترين بخش از بحث ها اين استدلال وجود دارد كه بسياري از مسايل كنوني ژاپن مرتفع خواهد شد. در جدول يك كه شماي نظري ژاپن الكترونيكي را ارايه مي دهد، مي توان اين امر را مشاهده كرد كه راهبرد ژاپن الكترونيكي از يك «جامعه فناوري اطلاعات» ايده ال و يك «جامعه دانش پديد» سخن مي گويد. مفهوم اول بر فناوري و مفهوم ديگر بر نوآوري و خلاقيت اقتصادي مولد تاكيد مي كند.

نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 08:59 AM  نظر (0)

 

اطلاع رسانی به چه بهایی؟!

January 25, 2005




  اشتراك ميان رسانه ها و روابط عمومي ها را مي توان در يك مقوله اساسي بيان كرد:" اطلاع ر ساني".
   اين مطلب قبلاً هم بيان شده كه يكي از ابزارهاي مهم روابط عمومي مجموعه رسانه ها می باشند كه دركنار ارتباطات مستقيمي كه با مردم دارند ( رودررو- ديجيتالي و .. ) براي رساندن و شناساندن آراء و نظرات نهاد مربوط به عموم و ارتقاي نظر و اعتماد و رضايت افكار عمومي نسبت به سازمان مي توانند براي روابط عمومي، كار كرد اساسي داشته باشند.
  اما اينكه چرا روابط عمومي ها اغلب بيش از ارتباطات سازماني  به ارتباطات فردي روی  آورده اند، بيش از هر عامل ناشي از درك و تعريفي است كه آنها  ازخبر دارند.
  اگر مدير  روابط عمومي تعريف درستي از خبر داشته باشد ،هيچگاه نيازمند ارتباط غیر حرفه ای با خبرنگار نخواهد شد. متأسفانه چون تعريف دقيقي از خبر در روابط عمومي ها وجود ندارد تصور مي كنند  رپرتاژ و يا تبليغات سازماني نيز خبر است و لابد براي مردم بايد جذابيت داشته باشد.
  اصرار روابط عمومي ها به روابط غیر حرفه ای با خبرنگاران به شکل های مختلف و برخورد غير حرفه اي و ناشي از ضعف ساختار برخي رسانه ها ، مبين تشخيص مبهم از خبر در ذهن مديران روابط عمومي از يكسو و عدم نظارت بر نحوه توليد محتواي خبر در رسانه ها ( كه خود بحثي مجزاست) از سوی دیگر است.
   روابط عمومي هايي هم كه بعضاً خبر رامي شناسند ، یا پردازش خبر آنها جذابيت لازم براي مخاطبان رسانه ها را ندارد و یا حتي در صورت جذاب بودن خبر ، شيوه تنظيم درست آن را نمي دانند و لذا مجبور مي شوند براي كارشدن اخبارشان دست به اعمال غير متعارفي بزنند كه متأسفانه به عرف جاري هم بدل مي شود.
  اين اعمال غير متعارف در واقع حق خبرنگار و رسانه را براي بررسي ارزشهاي خبري يك رويداد ناديده مي انگارد.
  البته اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه اصرار روابط عمومي ها براي چاپ برخي از اخبار كم ارزش خود بعضاً ناشي از فشار مديران سازمان بر روي آنهاست، به طوري كه آنها چاره اي جز اين ندارند كه هر اطلاعي را به عنوان خبر منتشر كنند.

نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 10:10 AM  نظر (0)

 

روابط عمومی پویا ؛ اولین نیاز دولت پاسخگو

January 24, 2005




پاسخگویی از ویژگی های جوامع در حال گذار است. جوامع هنگامی که در مسیر توسعه قرار می گیرند و از حالت سنتی به سوی مدرنیسم گام می نهند، با شرایط ایجاد شده خواستگاه های اجتماعی را نیز تغییر می دهند.
مردم در چنین جامعه ای پرسشگر می شوند و این از حقوق مدنی(حق مردم بر دولت) مردم استکه حق دارند بدانند و مقدمه دانستن ، پرسش است. مطلبی که ریشه در فرهنگ و مذهب ما نیز دارد و احادیث بسیاری از معصومین(ع) در این خصوص روایت شده است.
به طور طبیعی در چنین شرایطی هر چه پرسشگری بیشتر می شود ؛ رسالت پاسخگویی دولت نیز سنگین تر می شود و تنها نهادی که می تواند بار این رسالت را بر دوش بکشد ، " روابط عمومی " است. البته اگر روابط عمومی به معنای روابط عمومی باشد.
توجه دولت به این نهاد می تواند بسیاری از مشکلات مجموعه کلان دولت ، که حاصل عدم اطلاع رسانی صحیح ، دقیق و شفاف است ، را کاهش دهد.
برای انجام این مهم علاوه بر نقش مستقیم و مؤثر دولت باید به چند عامل مهم دیگر اشاره کرد:
1- کارگزاران روابط عمومی: به عنوان حلقه واسط مردم و دولت( البته در بخش دولتی) بیش از هر عنصر دیگری می تواند تأثیر گذار باشد.اگر کارگزار روابط عمومی به وظایف خود به شکل حرفه ای آشنا نباشد و نتواند نقش مدیریتی خود را به درستی ایفا نماید ، بدون شک وارد حاشیه در کار روابط عمومی خواهد شد که این خود آغاز زنگ خطر بزرگی است برای روابط عمومی.
2- مدیران اجرایی: به عنوان کارگزاران دولت اگر اعتقاد قلبی به و ظیفه پاسخگویی شفاف به افکار عمومی نداشته باشند یا با فرار از پاسخ و یا با توجیه عملکرد خود ، به تحریف یا انحراف افکار عمومی خواهند پرداخت و به این وسیله رسالت روابط عمومی را به زیر سؤال خواهند برد.
3- مردم: به عنوان رکن اصلی جامعه همواره باید دولت و کارگزاران اجرایی جامعه را مورد پرسش قرار دهند و قضاوت خود را بر مبنای میزان پایبندی این مدیران به پاسخگویی درست و همراه با اقناع افکار عمومی پی  ریزی نمایند.
4- رسانه ها: به عنوان کانال ارتباط مردم و دولت و بالعکس با اطلاع رسانی دقیق و به موقع خود می توانند در تنظیم مناسبات دولت و مردم نقش فعالی را ایفا کنند.

نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 10:21 AM  نظر (0)

 

سخن نخست

January 22, 2005

با سلام و عرض ارادت خدمت کلیه دوستان و علاقه مندان عرصه ارتباط


خوشحالم که این بار از طریق یک سایت تخصصی و ویژه می توانم خدمت عزیزان باشم. بدون شک با تعاملی چند سویه و از کانال های مختلف، به ویژه از طریق نشر الکترونیک می توانیم در جهت تعالی نقش و جایگاه روابط عمومی ؛گام های موثر تری برداریم.


خوشحال خواهم شد که با بهره گیری از نظرات، پیشنهادات و انتقادات کلیه دست اندر کاران عرصه ارتباطات ؛از اساتید محترم گرفته تا دانشجویان این رشته، مدیران و کارشناسان ارتباطات و روابط عمومی و روزنامه نگاران ؛ بتوانیم با هر چه پربار تر نمودن این وبلاگ خدمت هرچند کوچکی به این عرصه نماییم.


ان شاء ا...

نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 02:44 PM  نظر (0)

 

روابط عمومی و تبلیغات

یکی از منفی ترین نوع نگاه به رسالت و کار روابط عمومی نگاه تبلیغی و وظیفه تبلیغاتی این فن است که متاسفانه به آن نیز دامن زده می شود در این گفتار سعی خواهیم کرد تا مرز بین روابط عمومی و تبلیغات را به طور مشخص تر بیان کنیم.
 روابط عمومي گاهي با تبليغ و پروپاگاندا و آگهي هاي تجارتي اشتباه مي شود. اين قبيل فعاليت ها ممكن است اجزاي روابط عمومي را تشكيل دهند ولي اجزايي نيستند كه حاصل جمع آنها مساوي با روابط‌عمومي باشد. بين اين امور و فعاليت هاي روابط عمومي تفاوت فاحش وجود دارد .(كسي كه به كار روابط عمومي مي پردازد ، هدفش تنها شهره ساختن اين و آن نيست بلكه هدف او كشف امور مورد علاقه جامعه و ايجاد هماهنگي و اعتماد بين سازمان و جامعه بر مبناي تامين منافع و علاقه هاي طرفين مي باشد.) جهت آشنايي بيشتر با روابط عمومي و تبيلغات ابتدا تعريف هايي از آنها ارايه مي كنيم .
   تعريف تبليغات: تبليغات عبارت است از استفاده از وسايل ارتباط جمعي و يا ساير وسايل براي به ‌دست آوردن مشتري و يا خريدار بيشتر و در حقيقت فروش كالا كه اين كار با استفاده از پول و هزينه‌هاي گوناگون براي پرداخت نرخ آگهي ها و براي به دست آوردن منافع مالي سريع و مستقيم انجام مي گيرد.
   تعاريف روابط عمومي : همانطور که پیش از این هم بیان شده است روابط عمومي عبارت است از رفتار خوب و توام با گزارش خوب از طريق وسايل ارتباط جمعي و از هر طريق كه مي توان آن را انعكاس داد. روابط عمومي يكي از وظايف و عملكردهاي مديريت است كه ارتباطات دوسويه يا دو طرفه را براي تلفيق نيازها و علايق يك سازمان يا شخص با علايق و نيازهاي مخاطبين مختلفي كه آن سازمان يا شخص دارد. و ... .

  مرزهاي تعيين شده بين روابط عمومي و تبليغات 
   از لحاظ هدف مي توان گفت مهمترين اهداف روابط عمومي تبادل اطلاعات و ايجاد حس تفاهم تعامل با مخاطب ، تامين منافع سازمان و مخاطب و ايجاد حفظ و تداوم ارتباط با مخاطب است و اهداف تبليغات كسب آرا و تمايلات دلخواه، امتناع مخاطب، تامين منافع منبع يا سازمان و تاثير و نفوذ و تسلط بر مخاطب است.
   در زمينه مسووليت، روابط عمومي مسووليت اجتماعي دارد و در برابر افكار عمومي پاسخگوست و تبليغات مسووليت اقتصادي دارد و در برابر سازمان پاسخگوست. همچنين روابط عمومي مسووليت تفاهم دو طرفه و تبليغ مسووليت فروش بيشتر را دارد.
   از لحاظ سياست گذاري روابط عمومي در مقايسه با تبليغات به زمان و تلاش بيشتري نياز دارد. در فرآيند سياست گذاري در روابط عمومي دراز مدت است و يك شبه صورت نمي گيرد.
  در رابطه با ماهيت پيام مي توان گفت در روابط عمومي مشاركت آميز و دوسويه است و در تبليغات سلطه آميز و يكسويه است.
   ويژگي هاي پيام در روابط عمومي شفافيت، جديت، واقع گرايي، معرفي محصول و پيچيدگي و وسعت پيام است . اما پيام تبليغاتي خيالي، مبهم، طنز، غلو حمايت از محصول و سادگي ويژگي آن مهم است.در روابط عمومي همه چيز پنهان، مرموز، ناصاف و دورو نيست همه چيز بايد آشكار و روشن و شفاف باشد اما در تبليغات هر نوع پنهان كاري عدم صراحت و پيچيدگي محتمل است . تبليغات تجاري عمدتا حول محور بزرگ نمايي و برجسته سازي كاذب مي چرخد به نحوي كه روند كامل تبليغات تجاري در دنيا حكايت از آن دارد كه بسياري از فعاليت هاي تبليغاتي و تجاري بر محور فريب و غلو و گزافه گويي جريان دارد.

نوشته شده توسط kazmazin در ساعت 10:03 AM  نظر (0)